آمار خودکشی در ایران/رئیس انجمن مددکاری ایران با اشاره به اینکه نرخ خودکشی در ایران پایین تر از کشورهای دیگر است، گفت: برخوردهای سلبی و قهری با اینگونه موضوعات درست نیست.
سیدحسن موسوی چلک افزود: قرص برنج یکی از روش های خودکشی است و آنچه باید مهم قلمداد شود، عواملی است که منجر می شود فرد اقدام به این کار کند و اگر قرص برنج نباشد، فرد روش دیگری را انتخاب می کند.
وی تصریح کرد: نرخ خودکشی در ایران به نسبت کشورهای دیگر چندان بالا نیست؛ در طول ۱۵ سال اخیر نرخ خودکشی در ایران بین ۵، ۶ تا ۷ در ۱۰۰ هزار نفر بوده ولی حتی یک مورد نیز می تواند برای ما آماری زیاد باشد.
موسوی چلک گفت: آمارهای رسمی در حوزه اقدام به خودکشی واقعی نیست؛ چرا که بسیاری موارد به منظور استفاده از دفترچه بیمه ثبت نمی شود ولی در نهایت باید گفت خودکشی معلولِ عوامل دیگری است که اگر مدیریت نشوند، شاهد سایر آسیب های اجتماعی نیز خواهیم بود.
وی ادامه داد: بسیاری از افراد که اقدام به خودکشی کرده اند، از این اقدام پشیمان هستند و این ندامت نشان می دهد، بخش عمده این کار ناشی از جهل و عدم توانایی و عدم شناخت منابع اجتماعی است و بخشی دیگر به این مسئله باز می گردد که سواد اجتماعی برای زندگی در شرایط امروز باید بیش از هر زمان دیگر مورد توجه باشد.
موسوی چلک آگاهی دادن به جای ممنوعیت را راهکاری مفید خواند و افزود: رویکرد سلبی مناسب نیست؛ موضوعات اجتماعی از جمله اقدام به خودکشی با اینگونه برخوردهای قهری مدیریت نخواهد شد چون ۳۷ سال این تجربه را در کشور داشته ام.
رئیس انجمن مددکاران ایران خاطرنشان کرد: ما باید مهارت گفت وگو را میان خودمان افزایش دهیم؛ خواسته ها را بیان کنیم و مشورت بگیریم. فراموش نکنیم اگر گفت وگو با آداب خود همراه باشد، بیشترین تاثیر را در پدیده هایی همچون خودکشی خواهد داشت.
گزارش سازمان جهانی بهداشت که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد؛ حاکی از این است که روزانه بالغ بر ۸۰۰ هزار نفر در اثر خودکشی در جهان میمیرند و هر ۴۰ ثانیه، یک نفر در اثر خودکشی جان خود را از دست میدهد. براساس این گزارش، بالغ بر ۷۵ درصد از موارد خودکشی، در کشورهای با درآمد کم و یا متوسط صورت میگیرد.
کشور ما نیز از این پدیده اسفانگیز دور نمانده است. اگرچه سازمان پزشکی قانونی تاکنون آمار دقیقی از آمار خودکشی در کشور ارائه نداده است، اما انعکاس اخباری مبنی بر خودکشی افراد مختلف در رسانهها تا حدودی میتواند این سکوت را بشکند.
هفدهم اردیبهشت سال گذشته یکی از ماموران نیروی انتظامی در مقر فرماندهی نیروی انتظامی میانه با اسلحه خود سهواً یا عمداً خودکشی میکند و غدیر معاون دادستان شهرستان میانه نیز ضمن تشریح علل و عوامل خودکشی، از آمار ۱۳ نفری کشتهشدگان ناشی از خودکشی در سطح شهرستان میانه، با میانگین سنی ۱۵ تا ۲۸ سال خبر میدهد.
زنگ خطر خودکشی در مسجد سلیمان
بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال گذشته نیز خبر خودکشی یک زن معلم در شهرستان مسجدسلیمان اینگونه انعکاس مییابد؛ یک زن معلم در شهرستان مسجدسلیمان بوسیله چادر خود را به دار آویخت تا آمار خودکشیهای یک هفته اخیر این شهر نفتخیز اما محروم را به «سه خودکشی در یک هفته» برساند. از دیگر خودکشیهای صورت گرفته در هفته مذکور مربوطه به یک وکیل پایه یک دادگستری بود که با طناب خود را به دار آویخت و جان سپرد. و حادثه بعدی نیز مرگ دختری هجده ساله بود که با خوردن تعداد زیادی قرص زندگی خود را پایان داده بود.
اما خودکشیهای مسجد سلیمان به همین جا ختم نمیشود و در ۲۴ شهریور همان سال خبر خودکشی پسری جوان به علت دعوای خانوادگی گزارش میشود تا به گفته رسانهها دهمین خودکشی در شهرستان مسجدسلیمان از ابتدای سال ۹۳ تا تاریخ مذکور رقم بخورد.
آمار خودکشیهای مسجد سلیمان چنان زنگ خطر را در این شهرستان به صدا درمیآورد که حجت الاسلام امینی امام جمعه مسجد سلیمان با اشاره به آمار خودکشیها در سال ۹۳ میگوید: براساس آمار آخر سال به نسبت جمعیت مسجدسلیمان در هیچ شهری مثل مسجدسلیمان این همه پدیده ناهنجار خودکشی رخ نمیدهد.
خودسوزی در تهران و خرمشهر
در شهریور ماه نیز ستار عبدالی کارآفرین ایلامی، به تهران سفر کرده و آنچنان که رسانهها میگویند در پی گرفتارشدن به بروکراسی بانک صنعت و معدن آنچنان امید به زندگی خود را از دست میدهد که بنزین روی خودش ریخته و خود را آتش میزند. یک ماه پس از او پیرمردی که چند ماهی برای دریافت کمک مالی به ساختمان صلح هلال احمر رفت و آمد میکرده، خود را از طبقه چهارم ساختمان جمعیت هلال احمر به پایین پرتاب کرده و در دم جان میدهد.
آمار خودکشی در شهریور ماه ۹۳ به همین جا ختم نمیشود. در همین ماه زنی ۳۰ ساله در ایستگاه متروی ولیعصر خود را زیر ترن درحال حرکت میاندازد و یک پای خود را از دست میدهد.
مهرماه ۹۳ نیز آرام نمیگذرد و سرپرست فرمانداری شهرستان داراب ازماجرای ۳۹ مورد اقدام به خودکشی در یک ماه پرده برمیدارد. آنچه که از سوی نماینده مردم داراب در مجلس شورای اسلامی کذب خوانده شده و از سوی دیگر همان نماینده مشکل اشتغال را مهمترین عامل خودکشی در میان مردم این شهرستان میداند.
در بهمن ماه نیز یکی از کارگران بیکار شده معدن طلای آقدره اقدام به خود کشی میکند؛ رسانهها رد پای خودکشی را تا ۵ اسفند ماه ۹۳ دنبال میکنند و سرانجام در این تاریخ یکی از دانشجویان جدیدالورود دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی ساری خود را در خوابگاه این دانشگاه حلق آویز میکند جسد این دانشجوی ۱۹ ساله در حالی پیدا میشود که یادداشتی با این عنوان زیر پایش افتاده بود: «خودکشی؛ محمداصغرزاده»
روزهای پایانی سال۹۳ نیز در حالی میگذرد که ماموران شهرداری بساط میوه فروشی شهروند ۳۴ ساله خرمشهری را که به صورت دستفروشی اقدام به فروش میوه میکرد، جمع و مانع از کار او میشوند. وی پس از مراجعه به شهرداری خرمشهر برای تحویل گرفتن وسایل کار خود و نگرفتن جواب با ریختن بنزین بر روی خود در محوطه شهرداری اقدام به خودسوزی میکند.
خودکشی در سال ۹۴
سال ۹۴ نیز شروع میشود و هنوز سوگ هموطنانی را که به دلیل مشکلات مختلف اقدام به خودکشی کردهاند، فراموش نکردهایم که در روزهای پایانی اولین ماه سال جدید زنی ۲۵ ساله پس از ورود قطار به ایستگاه متروی امام علی (ع) خود را جلوی قطار پرتاب میکند.
چند روز بعد در سوم اردیبهشت ماه نیز زنی ۴۸ ساله و مجرد از طبقه چهارم برج میلاد اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست میدهد. سایه این خبر هنوز از رسانهها کنار نرفته است که هشتم اردیبهشت ماه کارگر خدماتی ۴۵ ساله شرکت دارو پخش «علی اکبری» با داشتن ۴ فرزند دست به خودکشی میزند، در حالیکه دقایقی پیش از این اقدام به دفتر مدیرعامل مراجعه و درباره دریافت وام با یکی از مدیران امور مالی دارو پخش گفتگو کرده بود.
اما روز ۱۵ اردیبهشت نیز خانواده دیگری داغدار عزیزی میشود که خودخواسته زندگی خود را پایان میدهد. در این تاریخ دانشجوی رشته مدیرت دولتی دانشگاه تهران با پریدن از پل مدیریت دست به خودکشی میزند.
خداحافظی قبل از خودکشی
خودکشیها در سال جاری با خودکشی یک جوان ۱۸ ساله پس از یک سلسله ماجرای عاشقانه به پیش میرود. این نوجوان به قصد قتل دختر دلخواه خود از دیوار منزل بالا رفت و با کاردی که همراه داشت چند ضربه مهلک به سینه و بازوی معشوقه وارد میکند و سپس خود را از بالای ساختمان که ۳۰ متر ارتفاع دارد به خیابان پرتاب کرد و و جان خود را ازدست میدهد.
روند خودکشیها در سه ماهه نخست سال ۹۴ با خودکشی یکی از دختران دانشجوی دانشگاه محقق اردبیلی از اهالی شهرستان خلخال در بامداد پنجشنبه ۲۴ اردیبهشت ماه ادامه مییابد. این دانشجو در آخرین پیامک خود از خانوادهاش خداحافظی و طلب حلالی میکند و دقایقی بعد با مصرف قرص برنج به زندگی خود پایان میدهد.
عصر همان روز مدیر روابط عمومی اورژانس تهران نیز از اقدام به خودکشی مردی ۳۵ساله در ایستگاه مترو منیریه تهران خبر میدهد.
خودکشیهای مرگبار در ۲۴ اردیبهشت ماه ادامه دارد و رسانهها از خودکشی جوان ۲۴ ساله اهل داران (مرکز شهرستان فریدن) بنام سجاد سلیمی خبر میدهند، مرگی که سجاد با حلق آویز کردن خود از درختی در حاشیه خیابان رقم میزند. مسئولان علت خودکشی این مرد را مشکلات روحی و روانی میدانند.
در ادامه خودکشیهای صورت گرفته در سال جاری خبری به این صورت در رسانهها منتشر میشود، «در حالی که هنوز یکماه از تهدید به خودکشی سه نفر از بام یکی از موسسههای مالی و اعتباری مشهد به دلیل مشکلات بازپرداخت پول نگذشته، یک مرد ساکن قزوین صبح سهشنبه خود را در شرکت مربوط به مسکنسازی قزوین به آتش کشید و تلفات و خسارات زیادی بر جای گذاشت. فاضلعلی ۵۰ ساله که پیش از به آتش کشیدن شرکت، مسئولان شرکت را تهدید کرده بود اگر خواستهاش را عملی نکنند، آنجا را به آتش میکشد. وقتی نتیجهای از تهدید کردن نگرفت، ۲۰ لیتر بنزین را در اتاقها و راهپله شرکت خالی کرد و با زدن فندک، مصدومیت خود و شش نفر را رقم زد.»
اقدام به خودکشی برای وصول مطالبات
خودکشیهای سال ۹۴ با اقدام به خودکشی یکی از پرسنل پروژه پدیده شاندیز مشهد برای وصول مطالباتش از مسئولان ادامه مییابد، جوانی که در ارتفاع ۴٠متری بالای یک تاورکرین قصد خودکشی داشت و در نهایت با حضور گروههای امدادی اورژانساجتماعی، پلیس شهرستان طرقبهشاندیز، آتشنشانی شهر شاندیز و بیش از سه ساعت مذاکره تلفنی مددکاران و روانکاوان اورژانس و آتشنشانی و همچنین با قول مساعدت مسئولان پدیده شاندیز این جوان حدودا ٣٠ساله از اقدام خود منصرف و توسط امدادگران نجات مییابد.
موارد گفته شده شاید تنها بخشی از خودکشیهای انجام شده در کشور باشد، خودکشیهایی که به دلایل مختلف رسانهای شده و در اخبار منعکس شده است، اما هستند خودکشیهایی که به فرجام رسیده یا نارسیده هیچکس از آنها باخبر نمیشود.
۱۲۶۷ تماس تلفنی در ارتباط با خودکشی
حسین اسدبیگی رئیس اورژانس اجتماعی کشور در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره آمار مراجعه به این مرکز درباره خودکشی در سال گذشته میگوید: از ۱۲۶۷ تماس تلفنی در این رابطه ۸۰۰ مورد مربوط به زنان و ۴۶۰مورد مرتبط با مردان بوده است، همچنین از ۶۶۰ مراجعه مرتبط با خودکشی به مراکز مداخله در بحران اورژانس اجتماعی ۱۴۵ مراجعه توسط مردان و ۵۱۵ مراجعه توسط زنان صورت گرفته است.
وی ادامه میدهد: همچنین از حدود هزار و ۴۰۰ مورد مراجعه به خودروهای خدمات سیار اورژانس اجتماعی درسال ۹۳ حدود ۹۰۰ مراجعه توسط زنان و حدود ۵۰۰ مراجعه توسط مردان صورت گرفته است.
کاظم ملکوتی روانپزشک و استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران درباره پدیده خودکشی در ایران میگوید: براساس آمارهای بدست آمده از تحقیقاتی که دوسال پیش انجام شد؛ در ایران، از هر ۱۰۰ هزار نفر جمعیت کشور ۶ نفر در سال به دلیل خودکشی جان خود را از دست میدهند.
وی ادامه میدهد: این آمار میانگین کشوری است، اما آمار خودکشی در شهرستانهای غرب کشور همچون ایلام، لرستان، کرمانشاه و همدان بیشتر است.
ملکوتی میافزاید: رقم اقدام به خودکشی بسیار بالا بوده و حدود ۱۰ یا ۲۰ برابر مرگهای ناشی از این پدیده اقدام به خودکشی به روشهای مختلف وجود دارد.
روند رو به رشد خودکشی در دهههای اخیر
این روانپزشک با بیان اینکه طی دهههای اخیر روند خودکشی در کشور رو به افزایش بوده است، میافزاید: عواملی که موجب اقدام به خودکشی در میان افراد میشود؛ شامل زن بودن، زنان خانهدار، زنان متاهل، تازه ازدواج کرده (زنانی که ۵ ـ ۶ سال از ازدواج آنها میگذرد) است. همچنین افسردگی به عنوان مهمترین عامل، مصرف الکل، سیگار و بیکاری نیز مطرح است.
ملکوتی با اشاره به اینکه اقدام به خودکشی در میان مردان مجرد و زنان متاهل بیشتر است، اظهار کرد: زنان متاهل تازه ازدواج کرده در سالهای اولیه ازدواج به دلیل جا نیفتادن مسائل فرهنگی زندگی مشترک و مسائل مربوط به آن، در گیریهای ناشی از عدم تمکین و ناکافی بودن حمایتهای خانوادگی، اجتماعی و قانونی ممکن است، طلاق گرفته یا در صورتی که راه بجایی نداشته باشند، دست به خودکشی بزنند.
افسردگی امکان خودکشی را ۶ برابر افزایش میدهد
وی خاطرنشان کرد: برای اینکه فردی اقدام به خودکشی کند باید پارامترهای مختلفی دست به دست هم دهند و شاید بتوان گفت ۶ درصد این پدیده مربوط به افسردگی است، ۲۰ درصد بیکاری، ۱۰ درصد مشکلات خانوادگی و ۵ درصد زن بودن است.
این استاد دانشگاه با تاکید بر ضرورت فراهم کردن امکانات درمانی بیماران اعصاب و روان اظهار کرد: وجود این عامل در فرد امکان خودکشی را ۶ برابر افزایش میدهد. لذا باید خدمات مشاوره و درمان را برای این گروه افراد فراهم کرد.
ملکوتی ادامه با بیان اینکه گاهی علیرغم وجود امکانات درمانی، افراد به دلیل ترس از انگ خوردن و دیوانه شناختهشدن برای درمان خود اقدام نمیکنند، گفت: تحقیقات انجام شده در شهرهای مختلف نشانگر آن است که تنها ۲ درصد افراد معرفی شده، برای دریافت خدمات درمانی اعصاب و روان به مراکز مربوطه مراجعه میکنند.
بیمهها هزینه درمانی اقدام به خودکشی را نمیپردازند
استاد دانشگاه علوم پزشکی ایران اضافه کرد: برخی بیمهها نیز هزینه درمان اشخاصی را که اقدام به خودکشی میکنند، نمیپردازند. بنابراین فراهم کردن امکانات خدمات درمانی برای این گروه از افراد و نیز فرهنگ سازی برای استفاده از این امکانات از مهمترین اقداماتی است که در جهت کاهش پدیده خودکشی در کشور میتوان انجام داد.
وی با اظهار تاسف ازاین موضوع که از هر ۱۰ نفر که اقدام به خودکشی کردهاند، تنها یک نفر برای درمان اقدام میکند، علت این موضوع را ترس از طرد شدن یا انگ خوردن دانست.
ملکوتی با بیان اینکه در پدیده خودکشی عوامل بهداشتی و اجتماعی دست به دست یکدیگر میدهند، تاکید کرد: توجه به بهداشت عمومی در این خصوص بسیار مهم است؛ یعنی وزارت بهداشت در تامین خدمات و استیگما زدایی (ترس از انگ خوردن) نقش بسیار مهمی دارد.
پرهیز از نگاه سیاسی به پدیده خودکشی
این استاد دانشگاه در ادامه بیان کرد: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز موظف است به ایجاد اشتغال بپردازد چرا که بیکاری امکان اقدام به خودکشی را دوبرابر افزایش میدهد، صدا وسیما نیز در این خصوص وظایفی بر عهده داشته و به عنوان مثال باید از پخش اخبار مبنی بر خودکشی که میتواند جنبه بدآموزی اجتماعی داشته باشد، پرهیز کند.
وی تصریح کرد: خود کشی در برخی استانهای غربی کشور بسیار بالا بوده و ضروری است که وزارت بهداشت برنامه منسجمی را در این خصوص تدوین و اجرا کرده و سال به سال آمار خودکشی را رصد نماید و در جهت کاهش آمار ۶ درصدی خودکشی در کشور گام بردارد.
ملکوتی در پایان تصریح کرد: نباید به پدیده خودکشی ابعاد سیاسی دهند تا امکان بحث در این خصوص فراهم شده و صاحبنظران دلایل و راهکارهای مقابله با این پدیده را به نقد و بررسی بگذارند چرا که در نبود امکان بحث، بررسی و سوال از مسئولان در این مورد کسی نیز پاسخگو نخواهد بود.
به نظر میرسد؛ سخنان ملکوتی در خصوص پرهیز از نگاه سیاسی به خودکشی چندان هم بیراه نباشد، خودسوزی دستفروشی که بساطش توسط کارکنان شهرداری جمع میشود، حاوی پیام مهمی است. پیام رنج، فقر و ناامیدی جوان ۳۴ سالهای که تنها ممر درآمد خود را از دست میدهد، جوانی که اگر کار مناسب یا سرمایه خوبی برای ایجاد اشتغال داشت، هرگز اقدام به دستفروشی نمیکرد. خودکشیهای پی در پی در شهرهای مسجد سلیمان یا شهرستان داراب از توابع استان فارس که بیکاری از مهمترین عوامل آن عنوان میشود، نیز از نگرانی جوانان بهویژه در مناطق کوچک و دوردست نسبت به آینده خبر میدهد. به عبارت دیگر ناامیدی و سردرگمی از نبود کار، فقدان درک متقابل با نزدیکان، احساس نبود حمایتهای عاطفی یا قانونی و دهها علت دیگر آدمی را به جایی میرساند که دست از جان شسته و با تمام خشم بروجود خویش آوار شود تا با پایان دادن به زندگی انتقام تمامی لحظههای محرومیت و رنج خود را از جامعه بگیرد و در میان تمامی این تحلیلها یک سوال باقی میماند، چه کسی پاسخگوست...؟
مقایسه آمار خودکشی در ایران با کشورهای دیگر
، اردیبهشت، مردی خود را زیر پل عابر پیاده واقع در خیابان میرداماد به دار آویخت. دوم اردیبهشت، مردی درحالیکه از درد بهخودش میپیچید، راهی بیمارستان میلاد در تهران شد؛ اما وقتی شنید تا زمانی که ۳۰۰ هزار تومان به حساب بیمارستان واریز نکند، پذیرش نخواهد شد، خودش را از طبقه سوم این بیمارستان به پایین پرت کرد.
اسفندماه سال ٩٤، جوان ٣٠ سالهای پس از رفتن به طبقات بالایی پاساژ پایتخت در خیابان میرداماد، به خیابان پرید. با حضور نیروهای اورژانس در محل مشخص شد جوان ٣٠ساله به علت شدت جراحتها جانش را از دست داده است. دو روز قبل جسد نیمهجان دختری ١٣ساله در اتوبان نیایش پیدا شد و پلیس اعلام کرد، دختر پس از جروبحث با مادرش از خانه خارج شده و خود را از پل نیایش به پایین پرت کرده است.
باید به این فهرست ناخوشایند، سه خودکشی دانشآموزی در سال ٩٤، خودسوزی کارگران، خودکشی شهروندان در مترو و... را نیز اضافه کرد. آیا همه اینها میتواند نشانهای از بحران خودکشی در ایران باشد؟
خودکشی از منظر جامعهشناسان و رفتارشناسان اجتماعی هنگامی رخ میدهد که فرد از دایره نظارت اجتماعی خارج شود. این نظارت به معنای زیرنظربودن نیست بلکه احساسی است که فرد در جریان اجتماعیشدن به دست میآورد و آن حسمهمبودن و جلب توجهکردن از طرف جامعه است.
سیدحسن موسویچلک، رئیس انجمن مددکاری ایران، با اشاره به اینکه نرخ خودکشی در ایران پایینتر از کشورهای دیگر است، گفت: برخوردهای سلبی و قهری با اینگونه موضوعات درست نیست. سیدحسن موسویچلک افزود: قرص برنج یکی از روشهای خودکشی است و آنچه باید مهم قلمداد شود، عواملی است که منجر میشود فرد اقدام به این کار کند و اگر قرص برنج نباشد، فرد روش دیگری را انتخاب میکند. وی تصریح کرد: نرخ خودکشی در ایران به نسبت کشورهای دیگر چندان بالا نیست؛ در ۱۵ سال اخیر نرخ خودکشی در ایران بین پنج، شش تا هفت در صد هزار نفر بوده؛ ولی حتی یک مورد نیز میتواند برای ما آمار زیادی باشد.
موسویچلک گفت: آمارهای رسمی در حوزه اقدام به خودکشی واقعی نیست؛ چراکه بسیاری موارد برای استفاده از دفترچه بیمه ثبت نمیشود؛ اما در نهایت باید گفت خودکشی معلولِ عوامل دیگری است که اگر مدیریت نشوند، شاهد سایر آسیبهای اجتماعی نیز خواهیم بود. وی ادامه داد: بسیاری از افرادی که اقدام به خودکشی کردهاند، از این اقدام پشیمان هستند و این ندامت نشان میدهد، بخش عمده این کار ناشی از جهل و ناتوانی و نبود شناخت منابع اجتماعی است و بخشی دیگر به این مسئله باز میگردد که باید به سواد اجتماعی برای زندگی در شرایط امروز بیش از هر زمان دیگری توجه شود. موسویچلک آگاهیدادن بهجای ممنوعیت را راهکاری مفید خواند و افزود: رویکرد سلبی مناسب نیست؛ موضوعات اجتماعی از جمله اقدام به خودکشی با اینگونه برخوردهای قهری مدیریت نخواهد شد، زیرا ۳۷ سال این تجربه را در کشور داشتهام.
رئیس انجمن مددکاران ایران خاطرنشان کرد: ما باید مهارت گفتوگو را میان خودمان افزایش دهیم؛ خواستهها را بیان کنیم و مشورت بگیریم. فراموش نکنیم اگر گفتوگو با آداب خود همراه باشد، بیشترین تأثیر را در پدیدههایی همچون خودکشی خواهد داشت».
رضا رستمی، روانپزشک درباره آمار خودکشی در جهان میگوید: «آمار مرگ ناشی از خودکشی در دنیا ١٢ نفر در هر صد هزار نفر است؛ اما در کشورهایی از جمله ایران، عربستان و برخی کشورهای حوزه مدیترانه شرقی بهدلیل اعتقادات مذهبی مردم، اقدام به خودکشی و مرگ ناشی از آن بسیار کمتر از آمارهای جهانی است.
عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، جسمی، خانوادگی و... در اقدام به خودکشی نقش دارند. وی درباره نقش عوامل اجتماعی و خانوادگی در تصمیم به خودکشی؛ گفت: دراینباره میتوان به اختلافات زناشویی، والدین و فرزند، تنشهای میان فرزندان، فوت یکی از اعضای خانواده و... اشاره کرد. وی افزود: از عوامل اقتصادی نیز میتوان به ازدستدادن شغل، ورشکستگی، فشارهای مالی و... اشاره کرد که هریک میتواند انگیزه اقدام به خودکشی را در افراد ایجاد کند.
ابتلا به برخی بیماریهای جسمی و روحی طولانیمدت مانند سرطان، افسردگی مزمن و اسکیزوفرنی میتواند موجب خستگی و فرسودگی بیمار شود که در نهایت فرد بهدلیل فشارهای روحی و مسائلی که بهدلیل بیماری برای خانوادهاش ایجاد میشود تصمیم به خودکشی بگیرد.
افراد باید دقت داشته باشند اگر شخصی در اختلافات خانوادگی، مشکلات مالی یا ابتلا به بیماری عنوان میکند که قصد خودکشی دارد باید توجه جدی شود و این گفته را مزاح و گذرا ندانند و با عنوان جملاتی از قبیل اینکه خودکشی جرئت میخواهد، هر کاری دوست داری میتوانی انجام دهی یا خودکشی کار هرکس نیست، فرد را تحریک نکنند.
وی افزود: زمانی که فردی میگوید قصد خودکشی دارد، باید علت مطرحکردن این جمله بررسی و ریشهیابی شود، زیرا گاهی این افراد بهدلیل بیتوجهی اطرافیان و جلب توجه آنها دست به چنین اقدامی میزنند.
رستمی درباره راهکاریهای پیشگیری از اقدام به خودکشی در جامعه، گفت: در ابتدا باید توجه کرد خودکشی نباید در رسانهها بهگونهای مطرح شود که موجب الگوبرداری سایر افراد جامعه بهویژه نوجوانان شود. همچنین جامعه نباید برای افرادی که خودکشی میکنند مراسم ختمی طبق آیین و سنتها برگزار کنند، زیرا میتواند بیانگر برخی پیامهای مناسب نباشد.
همچنین خانواده و مسئولان مدارس باید به افراد در معرض خطر توجه بیشتری کنند.
مطابق گفته موسویچلک و براساس آمار انجمن پیشگیری از خودکشی ، خودکشی یکی از شایعترین علل مرگ در دنیای امروز است. براساس گزارشهای بینالمللی، سالانه ۸۰۰ هزار نفر بر اثر خودکشی از بین میروند. این در حالی است که این آمار فقط مختص به خودکشیهای منجر به مرگ است و در واقع ۲۰ برابر این رقم، خودکشیهای ناموفق اتفاق میافتد؛ یعنی طبق آمارهای سازمانهای جهانی، در هر ساعت ۱۹ نفر در جهان خودکشی میکنند و خودکشی، هشتمین دلیل مرگومیر در دنیا محسوب میشود.
۷۵ درصد از خودکشیها در کشورهایی با درآمد کم یا متوسط اتفاق میافتد و ۶۰ درصد از خودکشیهای موفق دنیا در قاره آسیا انجام میشود. طبق آمار سالانه بیش از ۳۰ هزار نفر در آمریکا با خودکشی جان خود را از دست میدهند و هزاران نفر نیز بهدلیل خودکشی ناموفق در بخش اورژانس بیمارستانها درمان میشوند.
این رقم زمانی چشمگیر میشود که بدانیم آمار مرگِ ناشی از خودکشی در کشوری مانند آمریکا تقریبا دو برابر آمار کشتهشدگان ناشی از ابتلا به ویروس ایدز است.
از مهمترین عوامل خودکشی در آمریکا را افسردگی، مشکلات روحی-روانی و نیز مصرف مواد مخدر برشمردهاند.
میزان خودکشی در ایران همیشه در پردهای از ابهام بوده و این نیز بهدلیل سیاستهای رسمی است که اعلام آمار خودکشی را به صلاح نمیدانند. در واقع از سال ۱۳۹۲ که سازمان پزشکی قانونی کشور آماری از میزان خودکشی در وبسایت خود ارائه داد و از افزایش آمار خودکشی اظهار نگرانی کرد تاکنون آمار جدیدی ارائه نشده است. براساس آخرین آمارهای موجود از میزان خودکشی در کشور، در ۹ ماه ابتدایی سال ۹۲ روزی بیش از ۱۱ نفر در کشور خودکشی کردهاند، طبق آمار اعلامشده از سوی سازمان پزشکی قانونی کشور در ۹ماهه سال ۹۲، سههزارو ١٢٥ نفر خودکشی کردهاند و از میان این افراد ۹۸۲ نفر را زنان و دوهزارو ١٤٣ نفر را مردان تشکیل میدادند.
این در حالی است که در مدت مشابه سال ۹۱ نیز دوهزارو ٧٤٠ نفر خودکشی کردند و این نشاندهنده افزایش آمار خودکشی است. اگر کمی به عقبتر برگردیم و به آمار خودکشی در سالهای ۸۸ و ۸۹ نیز توجه کنیم، خواهیم دید این روند سال به سال، افزایش یافته؛ در سال ۸۸، سههزارو ١٢٢ خودکشی و در سال ۸۹، سههزارو ٦٤٩ خودکشی گزارش شده و خودکشی در سال ۸۹ نسبت به سال ۸۸ افزایش ۱۷ درصدی داشته است.
بهصورت کلی و براساس آمار پزشکی قانونی، بین سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۱، بیش از ۳۰ هزار نفر بر اثر خودکشی جان خود را از دست دادهاند. براساس آمار سال ۹۲ از هر صد هزار ایرانی، پنج نفر در سال جانشان را با خودکشی از دست دادهاند.
نکته تأسفبرانگیز، آمار بالای خودکشی در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ است؛ یعنی بیشترین خودکشی در این گروه سنی رخ میدهد. نرخ خودکشی در استانهای محروم کشور نیز بیشتر از سایر نقاط است و در استانی مانند ایلام – که بیشترین میزان خودکشی در کشور را دارد – در ازای هر صد هزار نفر، ۷۱ نفر در سال خودکشی میکنند؛ اما با وجود این آمار درخور توجه، مسئولان دولتی میزان خودکشی در ایران را خیلی جدی نمیدانند.
طبق یکی از آخرین اظهارنظرهای رسمی درباره خودکشی در کشور، «روزبه کردونی»، مدیرکل دفتر امور آسیبهای اجتماعی وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی، گفته است: «بهطورکلی میتوان ادعا کرد ایران در زمره کشورهای با نرخ پایین خودکشی است و جز در برخی مناطق غربی کشور، نرخ خودکشی در بیشتر استانهای کشور یکسوم یا نصف نرخ خودکشی جهانی است».
ساسان روندی درباره علت مرگ سه عضو یک خانواده در شهرستان ایوان اظهار کرد: طی چند روز گذشته 2 فرزند و پدر یک خانواده در شهرستان ایوان فوت میکنند و بعد از اعلام این موضوع بلافاصله پلیس و دیگر دستگاههای مربوطه در محل حادثه حضور یافته و بعد از انجام برخی اقدامات، اجساد را برای معاینه به پزشکی قانونی ایلام انتقال میدهند.
وی با بیان اینکه آزمایشها نشان داد که این سه نفر به دلیل مسمومیت گاز فوت شدهاند، افزود: این روزها در فضای مجازی شایعه شده است که این سه نفر با قرص برنج خودکشی کردهاند. پزشکی قانونی این موضوع را تکذیب کرده است.
روندی ادامه داد: گازگرفتی با وسیله چراغ نفتی "علاءالدین" صورت گرفته است و این نوع چراغها، تولید کننده گاز و دودزا هستند و علاوه بر این، عکسهایی که از اجساد این سه نفر گرفته شده، نشان میدهد که آنان کنار هم خواب بودهاند و به دلیل گازگرفتگی فوت میشوند.
مدیرکل پزشکی قانونی استان تصریح کرد: 2 فرزند این خانواده دو روز قبل از فوت تصادف کرده بودند و پای آنها دچار شکستگی و آسیب شده بود و حتی پرونده در پزشکی قانونی تشکیل شده است. شایعات خودکشی آنها با قرص برنج کذب محض است چرا که قرص برنج بسیار دردآور بوده و افراد به صورت منظم کنار هم خودکشی نمیکنند.
وی با بیان اینکه در صحنه فوت هیچ جلد قرص یا چیزی که نشان دهنده خودکشی باشد مشاهده نشده است، تاکید کرد: مردم به شایعات فضای مجازی توجه نکنند بلکه از طریق رسانههای معتبر جویای احوال و اوضاع باشند.
روندی درباره این شایعه با این مضمون که اعضای این خانواده به دلیل فقر مالی دست به خودکشی زدهاند، گفت: دو فرزند این خانواده چند روز قبل از فوت در حادثه تصادف آسیب دیده بودند و به همین دلیل دیه به آنان تعلق میگرفت لذا این شایعه نیز کذب است.
به گزارش فرهیختگان، برخی سایتها از خودکشی پدر و دو فرزندش بر اثر شدت فقر خبر میدادند و شبکههای اجتماعی نیز با دیده تردید این خبر و تصاویر مربوط به آن را منتشر کردند.
برخی میگفتند آنها بر اثر خوردن قرص برنج مردهاند و برخی نیز اعلام میکردند که خوردن سم ازسوی پدر خانواده و خوراندن آن به دو فرزند خردسال، باعث مرگ آنها شده است. تصاویر نیز حکایت از مرگی عجیب داشت، اما پزشکی قانونی خودکشی این افراد را تایید نکرده است.
آنگونه که بسطامی، فرماندار شهرستان ایوان استان ایلام گفته بر اساس اعلام پزشکیقانونی، این افراد خودکشی نکرده بودند بلکه برای گرم کردن خود از اجاق استفاده کرده بودند که دچار گازگرفتگی شدند.
به گزارش شرق، زن جوان که مائده نام دارد و حالا ٢٠ساله است، زمانی که ١٦ساله بود به قتل شوهرش متهم شد. او بعد از بازداشت اعتراف کرد بهخاطر اختلافاتی که با شوهرش داشت به او قرص برنج خورانده و باعث مرگش شده است. مائده وقتی پای میز محاکمه رفت اعترافاتش را پس گرفت و گفت زمانی که احمد -مقتول- قرصهای برنج را خورد او در خانه نبود و مرگ شوهرش درواقع اتفاقی بود. بااینحال قضات انکارهای متهم را قبول نکردند و رأی بر قصاص مائده صادر شد.
این حکم در دیوانعالی کشور مورد تأیید قرار گرفت و اذن رئیس قوهقضاییه نیز برای اجرای حکم قصاص صادر شد. با وجود تلاشهای خانواده مائده و فعالان اجتماعی، اولیایدم حاضر به گذشت نشدند. بنابراین مائده در آستانه قصاص قرار گرفت، اما درهمانزمان قانون جدید مجازات اسلامی به تصویب رسید و ازآنجاییکه ماده٩١ این قانون میتوانست در حکم مائده تأثیر مستقیم داشته باشد، وکلای او درخواست اعاده دادرسی دادند. براساس این ماده در جرائم موجب حد یا قصاص، هرگاه افراد بالغ کمتر از ١٨سال، ماهیت جرم انجامشده یا حرمت آن را درک نکنند یا در رشد و کمال عقل آنها شبهه وجود داشته باشد، به مجازاتهایی غیر از قصاص و حد محکوم میشوند.
پرونده مائده بعد از نقض رأی صادره، دوباره به دادگاه فرستاده شد. روز گذشته مائده، که حالا زنی جوان است، برای محاکمه به شعبه٧١ دادگاه کیفری استان تهران منتقل شد و بعد از اینکه نماینده دادستان برای او درخواست مجازات کرد، برای دفاع از خود پشت تریبون قرار گرفت.
او اتهام قتل شوهرش را رد کرد و گفت: «من و احمد بهخاطر فیلم مستهجنی که برادرزادهاش به او نشان داده بود، باهم اختلاف داشتیم. برادرزاده احمد مدعی شده بود شخصی که در آن فیلم است من هستم و همین هم باعث اختلاف بین ما شد، اما آن زن من نبودم. به شوهرم گفتم بیا از برادرزادهات شکایت کنیم، قبول نکرد و گفت اگر زنی که در آن فیلم است تو باشی آبروی من میرود و اگر برادرزادهام دروغ گفته باشد، بازهم آبروی من رفته است. گفتم اگر این کار را نکنی، خودکشی میکنم. برای اینکه شوهرم را تهدید کرده باشم، دوعدد قرص برنج خریدم و آن را در جعبه جواهراتم گذاشتم. شوهرم پرسید این قرصها چیست؟ گفتم برای ورم معده است. بعد از چندروز شوهرم به من گفت دچار معده درد شدیدی شده است. من در زمان بیماری شوهرم خانه نبودم از من سراغ داروی معده گرفت، من هم جای داروی معده را به او گفتم چندساعت بعد دوباره تماس گرفت و گفت حالم بدتر شده است بازهم داروی معده داریم یا نه؟ گفتم دیگر نداریم دوباره زنگ زد و گفت دیگر نمیتوانم تحمل کنم و به دوستانم گفتهام به کمکم بیایند سعی کردم خیلی سریع خودم را به خانه برسانم، حتی آن روز کفش پاشنهبلند پوشیده بودم، کفشها را درآوردم و پابرهنه به سمت خانه دویدم اما شوهرم آنقدر بدحال شده بود که دیگر نمیشد کمکش کرد بعد فهمیدم قرصهای برنج را خورده است.»
متهم درباره اینکه اگر قصد خودکشی داشته چرا قرصها را به شوهرش داده، گفت: من قرصها را ندادم بعد از خرید هم پشیمان شدم اما دیگر به این فکر نکردم که آنها را از بین ببرم. فکر نمیکردم قرص ٢٠٠تومانی بتواند آدم بکشد. او درباره رابطهاش با مردی غریبه گفت: شوهرم به من میگفت دختر دیگری را دوست دارد و من هم خواستم تلافی کنم اما به آن مرد علاقهای نداشتم. مائده همچنین مدعی شد نمیدانسته اگر کسی آدمی را بکشد، قصاص میشود و وقتی به کانون اصلاح و تربیت منتقل شد، در یک فیلم موضوع قصاص را فهمید. هیات قضات بعد از دفاعیات مائده و وکیلمدافعش برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.
تعامل با دیگران اغلب با رفتار نامناسب تحریککننده یا اغواکننده مشخص میشود. ابراز هیجانات سطحی و بهسرعت متغیر است. بهطور پیوسته از ظاهر جسمانی خود برای جلب توجه دیگران استفاده میکنند. سبک گفتاری فرد بهشدت تاثیرگذار و فاقد جزییات است. خودنمایی، تظاهر و اغراق در بیان هیجانات را نشان میدهد. تلقینپذیر است یعنی بهسادگی تحتتأثیر دیگران یا شرایط قرار میگیرد. روابط را صمیمانهتر از آنچه واقعا هست، تلقی میکند.
شاید افراد زیادی را دیده باشید که همه این نشانهها را داشته باشند و بیمار نباشند. دکتر فکوهی معتقد است، فردگرایی در نوع خودمحورگرایانه مدرنش، گرایشی مخرب است و این گرایش متاسفانه در جامعه ایران بهسرعت درحال بالاگرفتن است. بهخصوص که جامعه ما گذار مناسب و کاملی از سنتهای پیشین خود به مدرنیتههایی که تعریفناشده و مبهم باقی ماندهاند، انجام نداده است، بنابراین از یکسو سنتهایش را نابود کرده و از سوی دیگر مدنیتی که بخواهد جایگزین آنها شود، نساخته است. در این حالت فردگرایی افراطی اثری دوچندان مخرب خواهد داشت.
خود دافپنداری اگرچه واژهای است که بسیاریاوقات برای شوخی و مزاح و ریشخند بیان میشود اما اینروزها صورتی عمومی و نمادین پیدا کرده است. داف عمومیتر شده و درقالب تنها دختری ایدهآل و رویایی دیده نمیشود بلکه برای پسرها هم این واژه درحال استعمال است. خودباوری جای خود را به خودمحوری و خودشیفتگی داده است. شاید برای همین است که ایران تبدیل به انبار لوازم آرایش شده است. شاید برای همین است که عرصه تفاهمات در بسیاری از زندگیها کاهش پیدا کرده و شاید به همین خاطر است که بسیاری هرچه قرص به آنها توسط دکتر و روانپزشک خورانده میشود، بیماریشان خوب نمیشود.
ما با یک مشکل و پدیده وحشتناک اجتماعی روبهرو هستیم. پدیدهای که نیازمند درک، کندوکاو و پژوهش است. اما گویا کسی دوست ندارد به دنبال آسیبهای ناشی از این پدیده بر پیکره خانواده و جامعه بپردازد. خود دافپنداری دیگر فقط ابراز وجود نیست که تخریب آنچه هست که وجود داشته است. آنها به تخریب هویت خود مبادرت میکنند و چیزی را میسازند که نیستند. آنها فکر میکنند آنچه را ساختهاند جامعه باور کرده اما... ابراز وجود، حتی توسط خود دافپندارها گاه با ویژگیهایی چون عنادجویی، منفیکاری و ساز مخالف زدن اشتباه گرفته میشود. میتوان گفت افرادی که دایما ساز مخالف میزنند و میخواهند برخلاف خواستهها و شرایط دیگران رفتار کنند، مشکل دیگری دارند که حتما باید به فکر حل آن باشند. این افراد نهتنها ابراز وجود نمیکنند، بلکه دارای مشکلاتی در زمینه اعتماد به نفس و عزت نفس هستند که به صورت میانبر و کاذب اقدام به کارهایی میکنند که به دیگران قاطعیت و توانایی و اعتماد به نفس خود را نشان دهند.
ابراز وجود کردن، دغدغه برابری انسانها را افزایش میدهد و به ما امکان میدهد تا به سود خود اقدام کنیم و بدون اضطراب روی پای خود بایستیم و احساسات خود را صادقانه و خیلی راحت ابراز کنیم. به ما امکان میدهد تا بدون ضایع کردن حق کسی حق خود را بهدست آوریم. روی پای خود ایستادن، یعنی بتوانید در وقت مناسب نه بگویید.
خود دافپندارها راه را به اشتباه میروند و سر و کله آقایان جامعهشناس پیدا نیست. پدر و مادرها بهناچار به روانشناس مراجعه میکنند. آنها در اولین سخن میگویند دخترمان فکر ميکند مرلین مونرو است یا پسرمان فکر میکند بردپیت است... کاش در غیاب آقایان جامعهشناس، رسانهها الگوی مناسبی را در اختیار خود دافپندارها میگذاشتند.
نيازمنديهاي جرايد را ورق بزنيد، ميبينيد كه ميتوانيد حدود قيمت شير مرغ تا جان آدميزاد، براي فروش و رهن و اجاره به صورت نقد و اقساط با تسهيلات ويژه را به دست آوريد. كار سختي نيست. حالا اگر صفحات اصلي روزنامهها را ورق بزنيد در صفحه حوادث با قيمت ارزان جان آدميزاد روبهرو ميشويد. به اين تيترها توجه كنيد؛
كامران باقري، لنكراني وزير بهداشت وقت: كاهش آمارخودكشي و ثبت سالانه70هزار مورد سرطان (سه سال پيش – منبع: سلامتنيوز)
احمديمقدم، فرمانده نيروي انتظامي: آمار خودكشي در كشور دو برابر قتل است (دو سال پيش – منبع: سلامتنيوز)
احمد حاجبي، رييس اداره سلامت وزارت بهداشت: سازمان پزشكي قانوني آمار خودكشي را به وزارت بهداشت نميدهد (223 روز پيش – منبع: خبرگزاري فارس)
هر روز 5/10 نفر در كشور خودكشي ميكنند (25 مرداد 90 – منبع: روزنامه «شرق»)
آمار خودكشي در زنان بيش از مردان است (63 روز پيش – منبع: سايت «تابناك»)
همانقدر كه از اين دست اظهارنظرها خوانده و شنيده ميشود اخباري چون فردي – مردي، زني – سيانور خورد و مُرد! يا قرص برنج خورد و مُرد! به وفور شنيده و خوانده ميشود. خودكشي اين روزها حسابي ميسر است. انواع و اقسام هم دارد. آمار سازمان پزشكي قانوني در سال گذشته حكايت از آن دارد كه روزانه حدود 10نفر در ايران خودكشي ميكنند و بررسيهاي آماري نشان ميدهد كه در يك سال، از هر صدهزار نفر حدود شش نفر خودكشي كردهاند.
«احمد شجاعي»، رييس سازمان پزشكي قانوني كشور اين آمار را در نشست خبري سال گذشتهاش حوالي مردادماه اعلام كرد. آمار خودكشي در ايران در شش ماه پاياني سال گذشته همچنان اعلام نشده اما آمار خودكشي در سه ماهه نخست سال گذشته نسبت به مدت مشابه سال قبل 4/9درصد افزايش داشت. در سه ماهه نخست سال گذشته 952 نفر در كشور خودكشي كردهاند كه از اين ميان 274 نفر زن و 678 نفر مرد بودهاند.
حالا به آمار خودكشي در سالهاي 88 و 89 توجه كنيد؛ در سال 88، سههزار و 122 خودكشي و در سال 89، سههزار و 649 خودكشي گزارش شده است.
خودكشي در سال 89 نسبت به سال 88 افزايش 17درصدي داشته است، 4/9درصد هم در سال 90، حالا محاسبه كنيد افزايش آمار خودكشي را در سه ماه اول سال 91؟! به قول «فرويد»، در خشم، آدمها آرزو دارند كسي را بكشند يا به عامل ناكامي آسيب برسانند و اگر نتوانند خودشان را ميكشند.
از سوي ديگر يكي از عواملي كه به خودكشي كمك ميكند در دسترس بودن موادي است كه اين امر را تسهيل ميكند. به غير از طناب در دسترسترين مواد براي خودكشي سيانور و قرص برنج است.
خيابان «ناصر خسرو» در مسير شمال به جنوب
زمزمه دارو، دارو، چنان در هم ميپيچد كه نميداني به سمت كدام صدا بايد برگردي. كور عصاكشي براي اموات مردم دعا ميكند. پيرمردي «چايي» داد ميزند. زندگي در مفهوم خريد و فروش جاري است. اما كسي ميتواند حدس بزند قرصي، گردي براي خودكشي در حال جابهجا شدن و دادوستد است؟ مرد ميانسالي در حال نوشيدن چاي است.
به سراغش ميروم و ميگويم: «دنبال قرصي ميگردم كه همه چيز را تمام كنم، سيانور، قرص برنج...» نشاني ديگري ميدهد: «از آن آقا بپرس كه تيشرت سفيد به تن دارد.» به سراغ مرد جواني ميروم...
- سلام! دنبال سيانور ميگردم.
براي چه كاري؟
- براي خودم! ميخوام خودكشي كنم! داري؟
نداريم!
- چيز ديگهاي نداري؟
نيست، گير نمياد، اينجا سيانور اصل بهت نميدن!
- چي ميدن؟
آشغال!
- اون نشد، قرص برنج، نشد سم گراز...
سيانور ميخواي بايد 300هزار تومن بدي، نميدي كه ...
- واسه چند گرم؟
يه ذرهاش، نيم گرم. 300 هزار بده...
- الان آنقدر پول ندارم، اگر بخوام پيدات كنم همينجا ميتونم پيدات كنم؟
آره، بيا جلوي همين كبابي.
بازار قاچاق دارو چنين جواناني را تا به حال به خود نديده بود كه انگار شغل آبا و اجداديشان شده باشد؛ به سراغ پسري جوانتر از فروشنده قبلي ميروم...
- دنبال سيانور ميگردم، داري؟
چند بهت قيمت دادن؟
- از 300 هزار تومن تا 100 هزار تومن
سيانور هم داريم.
- چند؟
چه مدلي ميخواي؟ چقدر پول ميخواي بدي؟
- معطلي نداشته باشه ديگه، درد نكشم.
واسه خودت ميخواي؟
- نه واسه پشتسريم ميخوام! واسه خودم ميخوام ديگه!
يه قرص وكيوم شده گِرد ِ. اون هم باهات 120 هزار تومن حساب ميكنم.
- كجاييه؟
پشتش چيزي ننوشته، اما خارجيه. ايرانياش هم هست كپسول، مرگ موش قاطي ميكنن باهاش...
- مطمئنه؟
آره، اون هم فقط يه نفر داره كه شيميايي فروشِ.
- مغازهداره؟
آره، مطمئنه توي وكيومِ. اصل و تضميني ِ. اما به يه شرط بهت ميدم؛ دنبال دردسر نميگرديم.
- چه دردسري؟
فردا خدايي نكرده يكي بياد دنبال ما كه از اينجا و از من گرفتي.
- مگه ميان؟
اون ديگه دست خداست. آدميزاده ديگه ميخوره وقت مردن ازش بپرسن چي خوردي، چي نخوردي، از كجا خريدي و گرفتي خلاصه بيان دنبال ما.
- نه، خيالت راحت. تنها زندگي ميكنم... نميدونستم قيمتها اينطوريه وگرنه دنبال طناب ميگشتم.
چقدر ميخواي پول بدي؟
- 30 هزار تومن
تا 70-60هزار تومن ميتونم برات جور كنم
- يه دوري بزنم... ميام پيشت
دوباره چشمم روشن شد به جواني. همين كه ميبيند با چند نفر در مسير پيادهروي شمالي در حال گپ و گفت درباره سيانور و قرص برنج هستم به سراغم ميآيد.
قرصشو ميخواي يا پودرشو؟
- قرص.
پودر كه بهتره، ميريزي روي غذا ميخوري يك، دو، سه... تموم.
- گرمي چند؟
50 هزار تومن. واسه چي ميخواي؟
- براي خودم.
آخه چرا؟
- بگذريم...
بيا توي كوچه بهت بدم...
- نه گرون ميگي...
اين همه راه هست، چرا ميخواي اين كار رو بكني؟ من نميارم واست.
- تو نمياري، بالاتر كه واسم ميارن...
برو شيشه بكش، مغزت باز شه، بيخيال خودكشي شي!
نزديك مسجد پيرمردي نشسته روي صندلي. به هر حال هرچه باشد دود از كنده بلند ميشود كه شايد اگر دنبال اصل جنس سيانور بودم، مطمئن باشد. به سراغش ميروم.
- از بالا آمار سيانور گرفتم قيمتهاي پرت دادن، نفهميدم چي بايد بگيرم... سيانور اصلگير نمياد قربونت. كپسول خالي بر ميدارن چيزهاي ديگه ميدن جاي سيانور
- ميكشه؟
نه! قرص برنج هست بهتره.
- چند؟
دونهاي 30هزار تومن.
- ميكشه؟
آره.
«اميل دوركيم» در اثر معروف خود به نام «خودكشي» آن را پديدهاي اجتماعي تعريف ميكند و مينويسد: «خودكشي عبارت است از هرنوع مرگي كه نتيجه مستقيم يا غيرمستقيم كردار منفي يا مثبت خود قرباني است كه بايد چنان نتيجهاي به بار آورد.» در ايران سالها طول كشيد تا مسوولان در قبال آسيبهاي اجتماعي از «انكار» دست بكشند. اما موضع «انكار» به اعلام نكردن آمار خودكشي بدل شده است.
به گواه تحقيق جامعهشناسان، در ايران انگيزه خودكشي در گروههاي ناموسي، اختلافات خانوادگي، تحصيل و ازدواج، شكست و نااميدي، فقر و تنگدستي، بر ملا شدن حقايق و اسرار، استرسها و فشارهاي لحظهاي روحي و رواني، تنهايي، عشق و تمايلات شديد عاطفي و اعتياد به موادمخدر و الكل، تقسيمبندي شده است. اينها همه مولفههاي يك سوي تساوي است. در سوي ديگر انگار تنها چيزي كه ارزان شده است، جان آدمي است. مواد لازم براي خودكشي در تهران هميشه در دسترس است.
- نویسنده : یزد فردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

پنجشنبه 02,ژوئیه,2026